هر مدیر عملیات B2B سرانجام به یک نتیجه یکسان می‌رسد: گردش‌کار دستی بیشتری از آنچه تیمشان بتواند تحمل کند دارند، و اطمینان کمتری از آنچه نیاز دارند تا واگذارش کنند. غریزه این است که یک لایسنس RPA بخرند — یک بات دیگر، یک ضبط‌کننده اسکریپت دیگر. این غریزه معمولاً اشتباه است، و سردرگمی میان RPA سنتی و اتوماسیون هوش مصنوعی دلیل آن است.

RPA سنتی پاسخ می‌دهد «این مسیر کلیک دقیق را تکرار کن»

ابزارهای کلاسیک RPA، ضبط‌کننده هستند. آن‌ها یک انسان را در حال انجام یک وظیفه یک‌بار تماشا می‌کنند، سپس همان دنباله دقیق کلیک‌ها و ضربه‌های کیبورد را برای همیشه پخش می‌کنند. این برای فرآیندهای سفت و بدون‌تغییر واقعاً مفید است — اما ذاتاً شکننده است. لحظه‌ای که یک سیستم رابط خود را به‌روزرسانی می‌کند، یک فیلد جابه‌جا می‌شود، یا استثنایی ظاهر می‌شود که اسکریپت پیش‌بینی نکرده، بات می‌شکند. نمی‌داند که شکست خورده؛ فقط متوقف می‌شود، یا بدتر، بی‌سروصدا کار اشتباه را انجام می‌دهد.

نتیجه، در اغلب شرکت‌هایی که با آن‌ها کار می‌کنیم، گورستانی از بات‌های RPA است که هیچ‌کس دقیقاً به آن‌ها اعتماد ندارد و هیچ‌کس دقیقاً آن‌ها را نگهداری می‌کند. خستگی از اتوماسیون شکل می‌گیرد. اسکریپت‌ها از نظر فنی هنوز اجرا می‌شوند، اما از لحظه‌ای که واقعیت از ضبط منحرف شد، دیگر مفید نبودند.

اتوماسیون هوش مصنوعی پاسخ می‌دهد «این نتیجه را بگیر، هر طور که مسیر تغییر کند»

اتوماسیون هوش مصنوعی از همان گردش‌کارها آغاز می‌شود اما فراتر می‌رود: ایجنت‌های هوش مصنوعی را پیاده‌سازی می‌کند که روی وضعیت واقعی سیستم‌ها و داده‌های شما استدلال می‌کنند، نه پخش یک دنباله ثابت. به‌جای باتی که با تغییر فرمت فاکتور می‌شکند، یک ایجنت هوش مصنوعی فاکتور را می‌خواند، می‌فهمد به چه چیزی نگاه می‌کند، و وظیفه را تکمیل می‌کند — یا استثنای مشخصی که نمی‌تواند حلش کند را با زمینه کامل ارجاع می‌دهد.

این تفاوت میان یک نوار ضبط‌شده و یک کارمند شایسته است. RPA سنتی آنچه به آن نشان داده شده را تکرار می‌کند. اتوماسیون هوش مصنوعی می‌فهمد قرار است به چه چیزی برسد، با قضاوتی کافی که بتواند فرآیند را حتی وقتی مسیر تغییر می‌کند، مدیریت کند.

چرا شرکت‌های B2B به هر دو نیاز دارند — همراه با حاکمیت

کسب‌وکارهایی که این را درست انجام می‌دهند، RPA فعلی خود را کنار نمی‌گذارند. آن‌ها بات‌های قطعی را برای مراحل واقعاً سفت و پرحجم حفظ می‌کنند و یک لایه ایجنت هوش مصنوعی روی آن اضافه می‌کنند: یک عملکرد پایدار اتوماسیون، معمولاً با یک مهندس اتوماسیون اختصاصی، مسئول تبدیل گردش‌کار متصل به نتایجی که یک تیم مدیریتی می‌تواند بدون بررسی به آن اعتماد کند. این همان مدلی است که کهد برای مشتریان سازمانی و حاکمیتی خود می‌سازد — ایجنت‌های هوش مصنوعی آموزش‌دیده بر اساس منطق کسب‌وکار مشخص یک شرکت، پیاده‌سازی‌شده در یک لایه هماهنگی حاکمیت‌شده، با ردیابی کامل به‌جای یک جعبه سیاه.

سه پرسش برای آزمودن اینکه کدام‌یک را دارید

  • آیا اتوماسیون فعلی شما با تغییر رابط یک سیستم می‌شکند، یا سازگار می‌شود؟
  • آیا کسی مسئول بررسی کاری است که بات‌های شما هر هفته انجام دادند — و چرا؟
  • آیا اتوماسیون شما با گذر زمان و کسب اعتماد بیشتر ساکت‌تر می‌شود، یا هرچه بیشتر به آن تکیه می‌کنید، نگهداری بیشتری می‌طلبد؟

اگر پاسخ صادقانه شما به سمت «می‌شکند و نگهداری زیاد می‌طلبد» اشاره دارد، شکاف موجود یک مشکل ابزاری نیست. غیاب یک عملکرد اتوماسیون هوش مصنوعی است — نظم تبدیل اسکریپت‌های شکننده به ایجنت‌هایی که استدلال می‌کنند، و ایستادن پشت آن.

از کجا شروع کنیم

بیشتر شرکت‌ها برای ساختن این، نیازی به جایگزینی کامل پشته اتوماسیون فعلی خود ندارند. پکیج پایه کهد طوری طراحی شده که در کنار ابزارهای فعلی شما بنشیند و بدون اختلال در اتوماسیون موجود، یک ایجنت هوش مصنوعی حاکمیت‌شده به پرچالش‌ترین گردش‌کار شما اضافه کند. مشتریان سازمانی و حاکمیتی این را به هماهنگی چند-ایجنتی، آموزش سفارشی، و یک مهندس اتوماسیون اختصاصی برای بلندمدت گسترش می‌دهند.